![]() |
![]() |
|
| حرف های ما |
|
امروز یه بار یه شعر ماهان رو نوشتم ثبت نشد خیلی حالم گرفته شد
دیگه امروز وقتش رو هم ندارم دوباره بنویسمش امیدوارم از این عکسه خوشتون بیاد ضمنا" منتظر شعرهای زیباتون هنوز هستم
تا اپ بعدی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 15:22 توسط طناز |
|
|
اول از همه ضمن تشکر از همه دوستان گلم
یک نفر از من خواستند تو وبلاگم بگم که شما اگه می تونید باهاشون همکاری کنید.ایشون اهنگ ساز و نوازنده هستند و دنبال شعر و ترانه برای اهنگهاشونند.اگر کسی از شما دوستان گل در زمینه شعر یا ترانه یا موسیقی فعالیت می کنید تو همون قسمت نظرات اعلام کنید.من به اطلاعشون می رسونم تا اگه بشه کمک کوچیکی به ایشون کرده باشیم.منتظر کمکهاتون هستم.اسم ایشون ارسطو و گفتند به دلایلی چون نمی تونن ايدي بدن تو نظرات با شما ارتباط برقرار مي كنن و اگه بخوايد ادرس ايميلتونو بديد اون طوري راحتتر كارها انجام ميشه. ممنون از همه شما
رها جان خودم هم مي خواستم از عليرضا و حميد رضا بازم بنويسم ولي باشه براي اپ بعدي. اين جوري خسته كننده ميشه و حالا پست جديد خودم مي خواهم پيش تو برگردم و تا هميشه كنارت بمانم دلم نگران است و بي قرار. كه نكند فراموش كرده باشي مرا نكندتاريكي صداقت چشمهايت را گرفته باشدوتنهايي سادگي كلامت را. مي ترسم عشق را از ياد برده باشي و پاكي لبخندهايت را. مي ترسم مهرباني را گم كرده باشي و گرماي دستانت را. مي ترسم صفحه سفيد قلبت را سياه كرده باشي و سفيدي نگاهت را مي ترسم بپرسي ماه چيست و به ياد نياوري خورشيد را
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 22:26 توسط طناز |
|
|
این شعر یکی از اهنگهای علیرضا و حمید رضاست.البومشون خیلی قشنگه.توصیه می کنم البومشونو گوش کنید.
تنهایی خیلی دوست دارم برم تو فکر بعضیا اینو واسه اون می خونم خودش می دونه کی کیا خودش اینو خوب می دونه ولی به روش نمی یاره دلو به اون راه می زنه یه وقت نشه کم بیاره یه وقتی بود می خواستمش نمیدونم منو می خواست نمی دونستم که دیگه فلاکتم تو یک نگات حالا می فهمم اون روزا این من نبودم پیش تو بعد یه قطره اشک غم با یک نگاه گفتم برو دور و برم پیدات نشه بد جوری شاکیم ازت حق نداری با من باشی می گیرم این حقو ازت میگن یه بار میگن دو بار نه صد تا نامردی دیگه منم بخوام با تو باشم این قلبمه که نه میگه زدم به سیم اخر و می خوام که از پیشم بری این دفعه پرپرم بشی نمی تونی دیگه ازم دل ببری
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 19:18 توسط طناز |
|
|
ای کاش کنارم بودی تا تمام عشقم را نثارت می کردم
تمام عشقم را
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 14:36 توسط طناز |
|
|
می خوام باقی عشقهایم را برای تو بتویسم
برای تو که عشق را تردید نام خواهی داد می دانی مدتهاست که در ایینه ذهنم تو را می بینم زیبای من بهانه نگیر اگر بخواهی می توانی حس مهربانی دستهایم را به روی شانه هایت حس کنی اگر و فقط اگر تو از فردا سهم من باشی سهم من
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 11:44 توسط طناز |
|
|
تو ميری و من فقط نگاهت مي کنم تعجب نکن که چرا گريه نمی کنم بي تو يک عمر فرصت برای گريستن دارم اما براي تماشای تو همين يک لحظه باقيست
تورا چون آرزوهايم هميشه دوست خواهم داشت به شرطي که مرا در آرزوي خويش نذاری
وقتی رفتی همه گفتن قسمتت نبود عزیزم ولی از عشق و علاقم به تو یه ذره نشد کم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 19:38 توسط طناز |
|
|
چه بی صدا
قدم بر تکه تکه های قلب من گذاشتی ارام برگرد من نمی خواهم این تکه ها پاهای تو را زخمی کند تا قلب تو به درد اید که من خود زخمی این تکه هایم و هرگز این درد را برای تو نمی خواهم هرگز
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 13:5 توسط طناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام ممنون که به وبلاگم سر زدید امیدوارم تونسته باشم نظرتونو جلب کنم
امیدوارم با معرفی این وبلاگ به اشنایانتون به کسانی که می خوام هم معرفی بشه. |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 آبان 1386 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|