![]() |
![]() |
|
| حرف های ما |
|
این شعر مارتیک عشق منه. خیلی قشنگه. نه؟؟؟
ماه در میاد که چی بشه می خواد عزیز کی بشه ماه در میاد چی کار کنه باز اسمونو تار کنه نمی دونه تو هستی به جای اون نشستی نمی دونه تو ماهی تو که رفیق راهی عجب حکایتی شده فکر تو عادتی شده که از سرم نمی ره که از سرم نمی ره عجب روایتی شده عشقت عبادتی شده خدا ازم نگیره خدا ازم نگیره یه ماه می خواستم که دارم ای ماه شام تارم تویی رفیق راه من ای غنچه بهارم این به عنوان پیش واز برای تولد اون عزیزی که تولدش تو راهه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 16:5 توسط طناز |
|
|
اول از همه ارزوی قبولی طاعات همه شما دوستان گلم رو دارم و به مناسبت این ایام هم تسلیت میگم.
می خواستم بگم ۴ ابان حتما بیاید به وبلاگم یه پست ویژه برای اون روز می خوام بذارم خیلی خیلی ویژه البته شاید یکی دو روز زودتر بنویسم ولی تاریخ اصلی ۴ ابانه. اینکه برای کی می خوام بنویسم و ادرس وبلاگ ایشون چیه باشه برای همون موقع پس منتظر حضور گرم همتون هستما ممنونم و یه خورده متنهای عاشقونه که پیش واز رفته باشیم عزیزم کاش کنارم بودی تا تو نگاه دلت برای همیشه اروم می گرفتم. همیشه در اوج باش چرا که دوست دارم همیشه موفق ببینمت. چشماتو نبند چون می خوام حادثه نگاه زیبات در نگاه خسته عاشقم تکرار بشه. می توانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری از من انچه را می بخشی. قلبت را به کسی بسپار که قلب همه هستی برایش می تپد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 15:7 توسط طناز |
|
|
و اما اين دفعه دو تا جمله خارجكي
Every body say the sky is blue but I say the sky is black,because I see the sky in your eyes.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 15:51 توسط طناز |
|
![]() ![]() ![]()
این پست برای کسی که به تازگی بهم گفت تو وبلاگت چیزی به یاد من نمی نویسی.متنیه که چند وقت پیش برام خوند.اینو نوشتم که بدونه خیلی چیزا فقط و فقط به خاطر وجود او بوده.امیدوارم صداقت حرفم ثابت شده باشه. یادم اید تو به من گفتی: از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این اب نظر کن اب ایینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن. با تو گفتم: حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم. باز گفتم که تو صیادی و من اهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم نتوانم. اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم اید که دگر از تو جوابی نشنیدم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 20:20 توسط طناز |
|
|
گیرم بازم بیایی از عاشقی بخونی
گیرم تا دنیا دنیاست بخوای پیشم بمونی روز غمم نبودی خوشیت با دیگرون بود منو به کی فروختی؟ اون از ما بهترون بود؟ میای بیا ولی حیف حیف دیگه خیلی دیره حالا که خاطراتت یکی یکی می میره کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم بازم میگم بدونی منم خدایی دارم برگشتی اما انگار تو باختی توی بازی غرورتم شکستن به چیت داری می نازی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 20:14 توسط طناز |
|
|
اینم دکلمه شعر ماهان:
از اولم نباید می شدم حیرونت تو لیلی قصه ها منم مجنونت بهم کردی خیانت................ داشتیم کلی حکایت........... رفتی ندیدی دلم شده تنگ تو هر بار پیشم عوض می کردی رنگتو دل شیشه ایمو شکست دل سنگ تو یه روز با یه عشق دیگه میام جنگ تو ببینم یار بعدی چقدر دوست داره تنهام گذاشتی فکر کردی کارم تمومه ببین اون لحظه هایی که باهات بودم حرومه ایستادم جلو مشکلات مثل صخره طاقت دیدن نداری نکنه که سخته دیگه در رابطه رو می کنم تخته تو شکست می خوری
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 20:24 توسط طناز |
|
|
سلام دوستان
می خواستم فرا رسیدن ماه رمضان رو به همه تبریک بگم.روزه های همگی قبول باشه. از خدا می خوام تو این ماه ارزوی همه رو براورده کنه و امیدوارم هممون یه مقدار هر چند کم نسبت به سال پیش تفاوت پیدا کنیم. راستی من می خوام گواهینامه بگیرم برام دعا کنید همون دفعه اول قبول شم تا بابا جونم رو یه خورده خیلی کم تو خرج بندازم و برام یه ماشین بگیره پس سر اذان یادتون نره منو هم دعا کنیدها. از همتون ممنونم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 14:35 توسط طناز |
|
|
بالاخره ما موفق شدیم این شعر اقا ماهانو بنویسیم اگه تونستید پیداش کنید و گوش کنید
بی من برو یه لحظه نمی خوام تو رو دیگه تموم شد همه چی بین من و تو چطور می خوای منو فراموش کنی چطور می خوای شمع خاطراتو خاموش کنی بهت گفتم دوست دارم بهم گفتی حسی بهت ندارم برو بیرون از زندگیم از نگات بیزارم حالا برو ببین کی دوست داره همه چیزاشو به پات می ذاره اونم شبها برات بیداره؟؟ ماه و ستاره رو تو شبات می یاره؟؟ به راهت ادامه بده به دلت بد راه نده ببینم اصلا" تو این مدت دلت تنگ شده؟؟؟ می دونم نشده بسه غصه بسه گریه زاری بسه این همه شب و روز بیقراری نمی خوام تو رو مهم نیست کجایی بعد این همه وقت سرنوشتم شد جدایی
دکلمش هم باشه برای اپ بعد پس تا بعد
در ضمن از همه کسانی که تو پست قبلی نظر دادن و هنوز بهشون سر نزدم عذر می خوام این چند روز اینترنت در دسترسم نبود جبران می |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مهر 1385ساعت 12:40 توسط طناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام ممنون که به وبلاگم سر زدید امیدوارم تونسته باشم نظرتونو جلب کنم
امیدوارم با معرفی این وبلاگ به اشنایانتون به کسانی که می خوام هم معرفی بشه. |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 آبان 1386 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|