![]() |
![]() |
|
| حرف های ما |
|
این شعر مارتیک عشق منه. خیلی قشنگه. نه؟؟؟
ماه در میاد که چی بشه می خواد عزیز کی بشه ماه در میاد چی کار کنه باز اسمونو تار کنه نمی دونه تو هستی به جای اون نشستی نمی دونه تو ماهی تو که رفیق راهی عجب حکایتی شده فکر تو عادتی شده که از سرم نمی ره که از سرم نمی ره عجب روایتی شده عشقت عبادتی شده خدا ازم نگیره خدا ازم نگیره یه ماه می خواستم که دارم ای ماه شام تارم تویی رفیق راه من ای غنچه بهارم این به عنوان پیش واز برای تولد اون عزیزی که تولدش تو راهه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 16:5 توسط طناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام ممنون که به وبلاگم سر زدید امیدوارم تونسته باشم نظرتونو جلب کنم
امیدوارم با معرفی این وبلاگ به اشنایانتون به کسانی که می خوام هم معرفی بشه. |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 آبان 1386 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|